((بعد از افطار میل کنید لطفاً ))


کمی خنده دار است آدم برای خودش جشن تولد بگیرد، آن هم وقتی کسی هست آن طرف جاده ها که برای خریدن شمع های روی کیک تو لحظه شماری می کند؛ آن هم وقتی بوی دریا را بخواهی با سایه هایتان که زیر نور، در هم گم شوند. به همه ی این ها که فکر می کنی، تصمیم می گیری توی همین صفحه های مجازی به خودت تبریک بگویی، و شعر را ضمیمه ی این جشن کوچک خودمانی کنی... و از خواندن تمام اس ام اس ها ، کامنت ها و بیت های تبریک بی نهایت لذت ببری، مخصوصاً این هدیه ی خاص از یک همراه خاص که با وجود زیبایی همه ی پیشکش ها، دوست داشتنی ترینشان بود:

لبخند زدی و آسمان آبی شد

شب های قشنگ " تیر" ، مهتابی شد

پروانه ، پس از تولد زیبایت

تا آخر عمر ، غرق بی تابی شد !

امسال هدیه های زیادی گرفته ام:

 قشنگ ترین هدیه ام،اجرا شدن ترانه "صحن بهشت" با صدای علی محمدعلی پور عزیزم است که تک تک روزهای ماه رمضان، در صحن مطهر حضرت معصومه(س) طنین انداز می شود و گمان کنم بعضی روزها ، از شبکه نور و جام جم، روی آنتن می رود:

تو از دیار مهدی صاحب زمانی
نفس نفس کنار منجی جهانی
شاید توأم از زائرای جمکرانی!
....

سال گذشته همین روز بود که روی سنگ های خنک مسجد الحرام نشسته بودم، به پرده ی مشکی ِ کعبه چشم دوخته بودم تا خدا برایم جشن بگیرد...امسال هم دلم هوای خانه ی خودش را داشت، تا این که فهمیدم یکی از همکلاسی ها گفته "نایب الزیاره هستم " و نمی دانید که چقدرررر خوشحال شدم...که خدا همیشه می شنود...که به قول عزیزی، انگار امسال سال من است، با همه ی اتفاقات خوب ِ در راهش...

از همه شما دوستان عزیز حقیقی و مجازی ممنونم، برای تک تک بیت شعرهای زیبایی که به عنوان شادباش فرستادید یا حتی اختصاصی سرودید...(ببخشید که بی نام می گذارمشان.. دوست دارم شدیداً اختصاصی باشند) :

دختر تیر! به دنیا شدنت فرخنده
راز پیدایشت این است که عالی باشی

مثل هر سال، زمستان به جنوبت برگرد
تو جنوبی تر از آنی که شمالی باشی!

***

من به مهمانی نرگس می روم جانم بیا
آنچنان باشی که می دانی و می دانم بیا



این تولد از حضور فیزیکی عزیزانم، دوستان گیلانی و مازندرانی و فک و فامیل های جنوبی خالی ست! ظاهراً فقط من هستم، یک گوشی موبایل ، یک لب تاپ و چند صفحه ی مجازی... و همین ها هستند که یادآوری می کنند:
همه مان حضور داریم، با هم ، فقط کمی آن طرف تر...

===============================
شما میهمان این تولد هستید،به میزبانی چند نفر:

1- شعر شکلات، که سال هاست – از لجبازی های کودکانه گرفته تا فکر خوردن های فلسفی ام _ پا به پایتان بزرگ شده است...

2- تیر ماه ، که منشأ تمام احساسات یاغی و بی سرانجام این خرچنگ ساحل نشین است، زیر نور ماه ...

3- و تو ، که می دانستم هدیه ی زادروزم را زودتر از تبریک گفتنش گذاشته ای گوشه ی کمد انتظارهایت، برای پشت سر گذاشتن جاده ها، شهرها و کوچه هایی که بینمان فاصله که نه ، شاید کمی تأخیر انداخته... و  تو ، که می دانی چقدر عاشق تلافی کردن هستم، آن هم از این نوع، حتی کمی زودتر از موعد! احمقانه نیست اگر با لبخند به چشم هایت زل بزنم و بگویم برای جواب دادن به لطف عاشقانه ات ، چقدر برنامه ریزی کردم و از روزها قبل، ترانه ای نوشتم برای تقدیم...
و چقدر پیگیری کردم تا آن را به روز تولدم برسانم، اما ظاهراً مراحل تولید کمی بیش از اندازه طول کشید...

به هر حال خوب می دانی که:

بیا به خوشبختی بگو
بگیرتت از لب تیغ
ماهیو هر وخ بگیری،
خوبه رفیق، خوبه رفیق

(ســــنرگســـــمیرفیضی)

پس علی الحساب همین بیت ها را داشته باش، تا بعدتر –فقط کمی بعدتر- موسیقی موزون آن را تقدیمت کنم:

چشامو ، بسته ، می خونی
نگفته ، درد من پیداس
تو خوب حرفامو می فهمی
چقد این زندگی زیباس

چقد این خونه آرومه
تا وقتی مال من باشی
تا وقتی توی آغوشم
مث کل جهان، جا شی

به زودی: ترانه ی "چقد عاشق شدن خوبه" از نرگس میرفیضی ، با صدای آقای یوسف شفیعی

==================================================

برنامه ها:

1-چند بیت ترانه ی داغ
2-گلچینی از ترانه هام
3-گلچینی از شعرهام
4-نقطه چین هایی برای شما...

میزبانان محترم، مقدم شما میهمان عزیز را گرامی می دارند احیاناً ! :-)

=========================

دستا لای موها، خسته و گیج و کلافه
داد می زنم کی بود، اونجا کنارت تو کافه؟
نمی خوام که چشمات، بازم دروغی ببافه

چیزی نمی شنوم ، ولی ساکتی

ساک توی دستم، بوی عطر تو همراشه
بخاطرت می رم... رابطه از هم می پاشه
هر کی دوسِت داره ، بجام تو این خونه باشه

من یه روز میام و اونو می کشم
....

(سیده نرگس میرفیضی- تیر 92)

***

*چند بیت از ترانه هام ، از پارسال تا امسال:

ببین من عاشق اینم که می گی:
تو رو واسه خودم می خوام، فقط من!
اگه محدودِ بودن با تو باشم،
چقد زیباست محدودیت ِ زن!

*

به این فنجون نگفتم رازو ، اما
حروف اسمتو می سازه هر بار
سرایت کرده احساسم به خونه
داره عاشق می شه فنجونم انگار

*

درختا گریه شون می گیره با من
تموم کوچه ها فحشامو حفظن
یه نیمکت بم بدین باید بشینم
رو دور کند ، این فیلمو ببینم
یه جا که هیچکی دنبالش نگشته
مث من باشه : تاریخش گذشته...

*

اگر ستاه شی من اون پلنگی ام که
به آسمون وصله ولی ماه نمی خواد
مترسکم جون می گیره با یه نگاهت
چشمو می خواد، اما دیگه کاه نمی خواد
چشم تو حتی مؤمنا رو بی خدا کرد!
کعبه تو شی، قبله که الله نمی خواد!

*

سایه تم پشت سرم کافیه تا
با همه جهنمام بهشت بشم
می دونم خیلیا عاشقت شدن
من به این عشق جهانی دلخوشم

*

تا بخوایم چیزی به پای ما گرون تموم نشه،
آبروی دیگرون برامون ارزونه، چرا؟
توی هر گوشه ی این شهر که زندگی کنیم،
باز چِشامون به دس همسایه هامونه! چرا؟

*

از بس که نگات ساده س، از بس که تو معصومی
به عشق همه مردا تا همیشه محکومی
تو خوبی و این خوبی، واسم مث تهدیده
لبخند تو هر مردو از ریشه تکون می ده

****

و من، با شعرهایم از پارسال تا امسال (اکثراً بیت های اول غزل هام هستند) :

هر چه آمد به سرم را بعدها می فهمی
گریه ی پشت درم را بعدها می فهمی
پشت پا را زدم امروز به بختم، اما
فحش های پدرم را بعدها می فهمی
...

*

رفتی از دست، حال من بد شد
با همان حال زندگی کردم
دو سه سالی گذشت اما من
در همان سال زندگی کردم

*

روزهایی هست عمداً خانه را گم می کنی
در خیابان غصه های دیگری را می خوری
شهر را می بینی و هی ناخنت را می جوی
لای دندان گوشه های روسری را می خوری

*

دخترک گم شده تا باز قدم بردارد
از خزر تا خود اهواز قدم بردارد
فکر پیوند ِ دو ساحل، خبر از عقدِ دو قطب
با خیالی غلط انداز قدم بردارد!

*

چشمم، لبم، دستم،دهانم گریه می کرد
گفتم برو! اما زبانم گریه می کرد
رفتی، ندیدی از درون لرزیدنم را
وقتی که حتی زانوانم گریه می کرد!
شاید اگر چیزی به نام درد و دل بود،
از حال و روزم، خاندانم گریه می کرد
....

*

دور و نزدیک هستی و اسمت
دائماً دور می زند بر لب
می خزی لای خواب هایی که
در سرم دور می زند هر شب

*

و نقطه چین هایی که با جملات شما پر خواهد شد، شما

......................................................  . .     . .............................. .

.......     ...............       .....................................      .................   ..

....................   ............................              ...................................

.....................................     ......................................      ...............

.....................................................................................................

روزهایتان شکلاتی
و زادروز همه تان مبارک، فقط با کمی تأخیر، در روزهای مختلف تقویم!!! :-)

سیده نرگس میرفیضی

25 تیر 1392 -  خطه ای از شمال نقشه